اولین پست 91
یک ماه از سال 91 هم گذشت و من تازه میخوام اولین پست امسالمو پست کنم.
امیدوارم امسال برای همه دوستانمون سال خوب و خوش و توام با سلامتی و وفور نعمت باشه.
ما هم تعطیلات عید رو با سرما خوردگی السای شروع کردیم. مریضی السای روزهای پایانی 90 آغاز شد که با تزریق دو عدد آمپول همراه بود و همین مریضی ادامه پیدا کرد که هفته دوم فروردین دو بار السای نازم رو دو بار دکتر بردیم. کلی السای نازم ضعیف شده بود.
الانه حال دخترکم خوبه خدا رو شکر.
روز 13 بدر هم مثلا به خاطر السای بیرون نرفتیم و بعد از ناهار به اتفاق مادربزرگ السای و عموش و زن عموش بیرون رفتیم که به خاطر وزیدن باد زود برگشتیم.
با گرم شدن نسبی هوا سهمیه روزانه بستنی السای آغاز گردیده و من و دخترم هر روز یک عدد بستنی تناول میکنیم.
السای خوشگله کنار سفره هفت سین خودمون:

السای نازم خونه خاله جونش:


اینم عکس السای کوچولو در مراسم یلدا در مهد کودک:

عروسی و دندنپزشک و دکتر تغذیه
سلام. آخر سالی میبینین چه پر کار شدم. دارم پشت سر هم پست جدید میذارم.
هفته پیش السای خوشگله رو بردم مرکز بهداشت برای کنترل.
وزنش 16.5 کیلو بود و قدش هم 102 سانتیمتر بود. خانمه نمودار قدش رو تو برگه خودش کشید که منحنی رشدش یه خط ثابت بود. ولی تو فرمی که دست خودمون هستش محنی رو به رشد بود.بعد خانمه گفت ببر پیش دکتر تغذیه یا غدد و چاره ای برای قدش بکن. یه خانم دیگه هم اونجا بود که گفت لازم نیست مامانش که قدبلنده و باباش. ازم پرسیدن خونواده پدریش چه جورین؟ منم گفتم پدر بزرگ و عموش قدشون کوتاهه. اونام گفتن احتمال داره از لحاظ ژنتیکی مشکل داشته باشه.
وای من و بابا حسی هم خیلی نگران شدیم. و دیروز موفق شدیم السای رو پیش اون دکتر که خودشون معرفی کرده بودن ببریم.
دکتر هم حسابی معاینه کرد و خندید و گفت این که هیچ مشکلی نداره . نمیدونم چرا بهتون گفتن بیارین پیش من. خلاصه ما هم خوشحال برگشتیم خونه.
چند وقتیه دندون السای درد میکنه. روز شنبه هم السای رو بردیم دندونپزشک متخصص کودکان و ایشون هم پس از معاینه گفت که چند تا پوسیدگی داره و باید 2 تا دندونش عصب کشی بشه. حالا قراره 22 اسفند دوباره ببریم. خدا کنه السای کوچولوم همکاری لازمو با دکتر بکنه. خیلی سخته.
چهارشنبه هفته پیش هم با السای رفتیم عروسی (پسر آرایشگرمون). این اولین بار بود که السای مثل یه دختر خانم نشست و منو اذیت نکرد. طول مراسم هم ازم میپرسید که شلوغی نمیکنم؟ کلی هم رقصید. آخر سر هم با عروس و دوماد عکس انداخت.
وقتی هم برگشتیم خونه به باباش گفت : داماد منو با عروس عوضی گرفته بود.
آخه منم لباس عروس پوشیده بودم.
همچنین گفت : سبیل داماد زیر لبش بود. (منظور السای ریش دوماد بود که از این مدل جدیدا بود که یه تیکه کوچیک زیر لبشون میذارن.)
اینم از اخبار این هفته ما. فکر کنم قبل از سال نو یه پست دیگه هم داشته باشم.
عکس جدید نداریم.







