Lilypie - Personal pictureLilypie Fifth Birthday tickers

شب یلدای 92

سلاااااااااااااااااااااام

 

یلدا با دو شب تاخیر مبارکه

 

ما امسال جشن شب یلدا رو خونه ی خاله السای برگزار کردیم که خیلی خوش گذشت مخصوصا به السای خوشگله که شب نمیخواست برگرده و میگفت خیلی بهم چسبیده

 

 

 

السای و میز یلدا

 

 

 

به فکر همه ی دوستان هستم ولی این ف ی س ب و ک نمیذاره که چشمک

   + مامان الی - ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/٢

 

سلام به همه دوستان

طاعات و عبادات همه عزیزان قبول حق. ما رو از دعا محروم نکنید مرسیییییییی

 

 

 

 

 

تقریبا سه ماه از آخرین نوشته ام میگذره مژه

تو این مدت اتفاقات ریز و درشت پیش اومده که تا جایی که بتونم براتون میگم

مهد کودک السای اوایل خرداد تموم شد و آخرین روز مهد بچه ها رو بردن باغلار باغی که حسابی بهشون خوش گذشته بود

صبحانه و ناهار و عصرانه رو هم اونجا خرده بودن و با کلی عکس و فکر کنم فیلم

 

السای خوشگله ما مثل پارسال میره استخر هفته ای سه روز و خیلی هم خوشش میاد ولی هنوز از یه بازوبند استفاده میکنه ولی قول داده هر چه زودتر درش بیارهتشویق

به گفته السای دو نفر تو استخرشون هست یکی خانم مربی و یکی هم غریب نجات

مثل اکثر بچه ها عاشق شهر بازیه و از وقتی مهدشون تعطیل شده یه بار رفته باغلار باغی و یه بار هم لاله پارک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

باباجون مهربونش هم 2 بار برده شهر بازی ( کوثر و پارک منظریه) که از همینجا از بابا جون تشکر میکنیم

خرداد ماه به دعوت یکی از دوستامون رفتیم باغ اونا در شهرستان گرگر که به السای خیلی خوش گذشت و اصلا دلش نمیخواست برگردیم

 

 

 

 

 

استفاده از تکنولوژی در دل طبیعت:

 

 

 

به من و باباش هم گفت میخوام وقتی بزرگ شدم یه مزرعه داشته باشم و شوهرم هم تو مزرعه کار کنه

نا گفته نماند که نقشه های السای نازنازی واسه آینده اش همچنان ادامه داره و شغلهایی که دوست داره عبارتند از:

دندانپزشک

معلم

عروسک گردان

مغازه دار ( واسه بیشتر پول درآوردن)

تو این هوای گرم خوردن بستنی یکی از واجبات السای میباشد که هر روزه انجام میشود

همچنان عاشق گیم بازی کردنه که اگه من بهش اجازه بدم 24 ساعته پای لب تاب میشینه

کارتون نگاه کردن تو اتاقش با ذستگاه دی وی دی خودش همچنان ادامه داره و نمیدونم چرا علاقه به تکراری دیدن کارتونا داره

وابستگی بیش از حد السای بالام به مامان ( یعنی بنده) ادامه داره . وقتی شوهر خالش به السای میگه میخوام ببرمت مشهد که دختر گلم میگه نه من با مامانم میرم الهی من فداش بشم بغل

یه چیز جالب شب اول ماه رمضون مهمون بودیم که یکی از آشناها اسمش فرشته بود که السای کوچولو بعش میگه فرشته ها که تو آسمونند تو اینجا چیکار میکنی؟

دو شب اول افطار مهمون بودیم تو رستوران که السای اصلا خوشش نیومد و گفت این چه مهمونیه که منو آوردین؟! 

یکی از دغدغه های من و بابا حسی سرفه های السای هستش که همچنان ادامه داره مخصوصا پس از نوشیدن نوشابه سوال ناراحت 

 

 

 

مواظب خودتون و نی نی هاتون باشین بای بای

 

 

 

   + مامان الی - ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٢٥