اومدن هوو و ...

با یه خبر جدید اومدم.

یک عدد هوو برای السای خانم اومده. و میشه گفت که به قول ما آذریها السای از تخت افتاد.

اگه گفتین کیه؟

یه موقع فکر نکنین نی نی تو راهه نه بابا .

عمو امیر السای نامزد کرده. و چون السای علاقه شدیدی به امیر داره میشه گفت که عروس خانم براش در حکم هوو میباشد. ( نا گفته نماند که برای مامان السای هم رقیب اومده  آخه من یه دونه عروس بودمچشمک)

پنجشنبه پس از برگشتن از خونه عروس خانم هر چه به السای گفتم که به امیر بگو خدا خوشبختتون کنه اصلا محل نذاشت.

روز جمعه هم مراسم بله برون بود و چون همیشه بغل عموش میره کلی تو خونه من و باباش به السای خانم تذکر دادیم که تو مراسم بغل امیر نمیری.

تو گیر و دار مراسم یک لحظه که همه ساکت بودند السای خانم فرمودند اونم با صدای بلند که مامانم گفت تو بله بورو بغل امیر نرو هر وقت برگشتیم خونه می تونی بری بغلش. که همه مهمونها از خنده منفجر شدند. البته این موضوع فقط تا پایان مراسم دوام آورد و السای خانم دم در موقع خداحافظی بغل عمو جونش بود.

اونجا هم حسابی آبرومونو برد تا نشستیم دو عدد نارنگی میل فرمودند و چندین عدد شکلات و آجیل اونم از نوع بادام هندی( آخه بچم کم اشتهاست). و تا خواستند بشقابشو عوض کنند و حتی تمیز کنند با واکنش شدید السای مواجه شدند  و این شد که تا آخر مراسم یک عدد بشقاب با محتویات 2 عدد پوست نارنگی و چند تا کاغذ شکلات و دستمال کاغذی رو میز جلوی بنده به چشم میخورد.

 

 

 

 

شنبه هم شام خونه فرح جون بودیم . نسیم دم در السای رو بغل کرد که السای بهش گفت نسیم خسته میشی ها؟

عمو ( منظور شوهر خاله السای است که بهش عمو میگه و گرنه به عموی خودش امیر میگه) به السای گفت که من عمه و عمو ندارم. السای هم یه نگاه بهش کرد و گفت می خریم واست دیگه من از بانک پول گرفتم. اگه کسی فاقد عمو و .. میباشد میتواند به elsay.com مراجعه کند.

 

 

 

 

 

بعد از مریضی اش هر روز بهش شربت سانستول میدم. یه شب حال نداشتم و وقتی السای شربتو آورد بهش گفتم بذار فردا میدم میخوری.

السای کوچولو هم شربتو پیش باباش برد و گفت که بابا تو بده آخه اینجا (منظورش رو شیشه شربت بود) نوشته هر وقت مامان مریض بود بابا شربت بده. اینم از سیاست دختر خانممون.

 

 

یه راهنمایی لطفا:

یه چند روزیه استفاده از لب تاپ رو برای السای ممنوع کردم چون یکی از دوستام میگفت بازی کردن گیم براش ضرر داره و دچار سردرد و استرس میشه. منم 5 روزی میشه که اجازه گیم بهش ندادم. نمیدونم کار درستی کردم یا نه. چون مشغولیت خوبی بود ولی تحرکش کمتر شده بود و میترسم باعث چاقی بشه. اگه کسی نظری داره خوشحال میشم بهم کمک کنه. مرسی.

 

 

 

/ 12 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الناز مامان الینا

سلام الي جونم خوبي خدا رو شكر دخترتم خوبه اليناي منم چند وقته مريضه خيلي وزن كم كرده ديگه مينادكس هم اصر نميكنه ميگم تو يه شربت بهتر سراغ داري براش بگيرم خيلي غصه الينارو ميخورم لاغره وزن اضافه نميكنه حالا بگذريم در مورد گيم كار خوبي كردي سعي كن بازيهاي خونگي يادش بدي كه مثل خاله بازي و فوتبالو از اين جور چيزا يا حتي خانه سازي خلاصه خيلي بازي خودتم باهاش بازي كن من يه جا تو ماهواره ديده بودم كه از يه بچه حدوداي 4 ساله داشتن فيلم ميگرفت منم تعجب ميكردم اين چرا خودشو يه هو ميزنه چرا داد ميزنه چرا همچين ميكنه حتي فكر كردم ديوونست اما بعد نشون دادن كه داره گيم بازي ميكنه خيلي صحنه زننده اي بود تو اخبار نشون داده بودن واقعا بچه رو عصبي ميكنه سعي كن از فكرش بندازي به چيزاي ديگه مشغولش كن مثلا تماشا كردن كارتون تو سناي خودش خوب ديگه انشالله كه مفيد نوشتم باي

هاله

سلام سلام من خیلی وقته به السا جون سر میزنم ولی نمیدونم چرا کامنت نمیذارم ولی امروز طلسم شکست. خیلی نازه ماشالله. راستی هم شهری هستیم.منم مثل السای عاشق شهنازم.

ساناز(مامان سلين)

جااااااااااااااري[شیطان] خدا بهت صبر بده

سوری مامان عسل

سلام خانومي. هم مبارك هم خدا به داد عروس خانوم برسه با اين دختر آتيشپاره . روي ماه دخملي رو ببوس[ماچ][بغل]

Alai

سلام خدا نگهش داره این خوشکل خانمه رو براتون[گل][گل][گل][گل] هزار ماشالله [چشمک][چشمک][چشمک][چشمک]

حميده

سلام الساي جون.عزيزم خيلي ناز شدي.راستي مامان الي من با نظرت موافقم.استفاده بيش از حد از كامپيوتر بچه ها رو تنبل بار ميياره.يادته بچگي هاي خودمون چقدر شيطون بوديم.بيچاره بچه هاي امروزي اپارتمان نشين شدن.منم مثل شما با اين معضل درگيرم.از طرفي هم دنيا دنياي تكنولوژيه.فقط بايد حدو حدودها رعايت بشه.

حميده

سلام الساي جون.چقدر ماه شدي خانمي.منم با نظر مامان موافقم.زياد پشت لپ تاپ نشين.چاق ميشي ها. بازم بهت سر ميزنم[ماچ]