سرما خوردگی السای

سلام.Hello

امشب با اینکه خسته ام ولی دلم خواست بنویسم.

السای کوچولوی ناز من سرما خورده و همین حالا که مشغول تایپ کردن هستم سرفه میکنه.نمیدونم چه طور شد که مریض شد.خدا  کنه زودتر خوب بشه.

پنجشنبه که رفتیم خونه مادربزرگ السای و شب برگشتیم حال عمومی السای خوب بود و تا ساعت ١٢ هم خوابش برده بود.Night

ولی یکی دو ساعت بعد بیدار شد و  گریه کرد و من بهش گریپ میچر دادم آخه فکر کردم دلش درد میکنه(بعلت زیاده روی در خوردن بادام هندی)

ولی نزدیکیهای صبح متوجه شدم تب داره و بهش استامینوفن دادم ولی تبش پایین نیومد و بعد از ظهر بردیم کلینک دکتر قریب و همونجا آمپول تزریق کردند و نصف شیاف دیکلوفناک.

وقتی هم خونه رسیدیم تا ساعت ١٨:٣٠ خوابید و بعد از بیدار شدن تبش قطع شده بود ورنگ صورتش که قرمز بود به حالت عادی برگشته بود.خدا یا شکرت

حالا مشکلی که داریم کم اشتهایی السای است که امروز فقط یک ملاغه سوپ خورده و حتی چایی که دوست داره نخورد.شب که حالش بهتر شد ازم خواست صبحانه بدم(نون و پنیر)مژهکه چند لقمه خورد و چایی هم خواست.بازم از هیچ چی بهتره.

 

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

 

شربت خوردنش هم تعریفی نداره.صبح بعد از خوردن شربت بالا آورد و لباس و صندلیش کثیف شد ولی بعد از اون با جنگ و جدال فراوان میخوره.

وقتی هم صحبت دوا و دکتر میشد میگفت نمی خورم تا خوب نشم.

 

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

 

بهش گفتم بیا برات ناهار بدم ولی جواب داد.نمیخورم و  گشنه میمونم و سیب زمینی رو هم تموم نمیکنم.خنده

توی مطب دکتر هم کاملا آروم بغل من نشسته بود و اصلا گریه نکرد.دکتر هم گفت شیر زیاد نده چون آهن شیر کمه و باعث کم خونی میشه و بذار بیشتر غذا بخوره.اینم قابل توجه بابا جون که مدام میگه به السای شیر بده.

موقع تزریق آمپول کمی گریه کرد و لی زود آروم شد.آفرین دختر خوشگل من.تشویق

 

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

حالا یه کم از این حال و هوای بیماری بیاییم بیرون و برسیم به خاطرات السای کوچولو:

٨٨/١٢/٢:روز یکشنبه قرار بود مادربزرگ و پدربزرگ و عموی السای خونه ما بیان که مادر شوهرم روز شنبه زنگ زد و گفت پاهام درد میکنه و بعدا می آییم.ما هم روز یکشنبه خونه همسایه قدیمی مون دعوت بودیم که به علت داشتن مهمون وعده نداده بودم.چون اومدن مهمونامون کنسل شد ما هم رفتیم خونه آبا که به خاطر قبولی از رشته پزشکی نوه اش مینا مهمونی داده بودن.

اون روز السای دختر خیلی خوبی بود. چون من از خونه سپرده بودم که فقط سلام میکنی و به آبا و زینت بوس میدی.دختر ناز مامان هم کاملا به حرفهای من گوش کرد و شلوغی نکرد.

فقط موقع رقصیدن من گریه کرد که الناز نرقصه.

 

 

بهار-بیست دات کام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

٨٨/١٢/٣ :روز دو شنبه هم به اتفاق آناجون و فرح جون و سنا رفتیم خونه خاله من.اونجا هم بد نبود و از سنا دفتر  و ... می خواست.اینم یه عکس که خونه راضیه خاله گرفتم که  پشت السای دو تا متکای کوچولو گذاشته بودیم:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 ٨٨/١٢/۵:روز ۴ شنبه هم فرح جون دنبالمون اومد و خونه آنا جون رفتیم و بعد از ظهر هم با هم خونه پسر خاله بابا حسی رفتیم که صاحب پسر کوچولو شده بودند به اسم رادین.حیف که موبایلم تو خونه جا مونده بود و نتونستم از نی نی عکس بگیرم.

 

  

 

بعدش هم من و آناجون و السای رفتیم مرکز خرید سهندیه و السای کوچولوی ما هم از خرید بی نصیب نموند.

کالسکه برای عروسک از طرف آنا جون

گربه ناز برای دختر تازترم از طرف مامان الی:

 

 

 

٨٨/١٢/۶ :روز ۵شنبه هم که خونه مادر بزرگ السای بودیم و امیر (عموی السای)براش یک اسباب بازی خوشگل خریده بود که یک طرفش تلفن و طرف دیگرش پیانو بود:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اینم عکس السای خوشگله و ناز تو خونه جدید مادر بزرگش:

 

 

 

 

 

 

تا بعد خدا حافظ.

 

 

 

 

 

 

/ 33 نظر / 74 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان فاطی

سلام عزيزم الساي جون بهتره ايشالا؟ الناز جون من عكس هامو توي پرشين گيگ آپلود ميكنم. يه سايته كه بايد عضو شي و به هر عضوش 1 گيگ فضا ميده عكسات رو و هر چيز ديگه اي خواستي آپلود ميكني و به صورت طبقه بندي شده داريشون براي استفاده هاي بعدي يه سري از دوستام ميگفتن احتمال فيلتر شدنش كمه! اينم آدرسش: persiangig.com براي عضو شدن دعوتنامه ميخواد روي ثبت نام كليك كن و ايميلت رو وارد كن خودش برات دعوت نامه ميفرسته.

سوری مامان عسل

سلام الناز جون. سال نو رو پيشاپيش خدمت تو و خانواده عزيزت تبريك ميگم و از خداوند براتون بهترينها رو آرزو ميكنم. انشالله سال پر خير و بركتي پيش رو داشته باشين. [ماچ][بغل][گل]خصوصي هم داري

حلما

سلام السای جون خوبی من حلما هستم خیلی اتفاقی وارد وبلاگ قشنگت شدم مامان بابای خوش ذوقی داری که برای دخترشون وبلاگ طراحی کردن سال خوب و خوشی رو براتون آرزو میکنم راستی به خونه کوچیک ما هم یه سری بزن خوشحال میشم.

نسرین مامان سارینا

[گل]عید پیشاپیش مبارک[گل]

مامانی و آیدا

مامان الی مهربون سلام کجایی عزیزم خیلی وقته که نیستی. من قبلا برای این پست کامنت گذاشته بودم اما الان نیست . عکسها رو هم میتونستم ببینم اما اینبار باز نشد . امیدوارم السای جونم خوب باشه و برای خونه تکونی خسته نباشی . پیشاپیش سال نو مبارک. اگر پست جدید داشتی خبرم کن عزیزم مرسی

نجما

سلام مامانی مهربون .ما هم سال خوب و خوش و توام با سلامتی را برای شما دوست گلم و خانواده خوبتون ارزو داریم.سالی که سرشار از برکت باشه براتون .انشالله[ماچ]

نسیم(دخترخاله)

[ماچ]