اولین روز مهد کودک

سلام.

امروز دختر خوشگل ما اولین روز سال تحصیلی رو شروع کرد.هورا

صبح ساعت 7 بیدار شد و پس از خوردن چند لقمه صبحانه و پوشیدن لباسهاش آماده رفتن به مهد کودک شد.

بابا حسی ما رو تا نزدیکیهای مهد رسوند (بس که خیابونها شلوغ بود) و من و السای بعد از خریدن گل برای خانم معلم به سمت مهد کودک رفتیم.

السای نازم را از دم در تحویل دادم و گفتند برگردیم .( چون امکان داره از پنجره شما رو ببینند و گریه کنند.) منم تنهایی برگشتم.ناراحتگریه

قبل از رفتن هم السای به باباش میگفت که مامان منو میذاره مهد و خودش بر میگرده خونه تا هم خونه رو تمیز کنه و هم ناهار بپزه .مژهبعدا میاد دنبالم.

آخه موقع ثبت نام چند باری السای کلاس رفته بود که یک بارش گریه کرد و گفت که من دلم برای مامانم تنگ شده.

ساعت 12 هم دنبالش رفتم و با هم برگشتیم خونه. تو راه تموم اتفاقات مهد رو برام گفت. وقتی  از سوپر مارکت پورملکی براش جایزه میخریدیم برای اونهام توضیح میداد.

مثلا گفت که یه دختر به اسم سارا پیشش نشسته بوده و اذیتش کرده . و از بس خمیازه کشیده بوده خمیازهکه السای خانم ما هم خوابش اومده.

خدا رو شکر که امروز به خیر و خو شی گذشت.

از فردا هم قراره تا دو هفته شیفت بعد از ظهر بره.

 

 

عکس کتابها و کیف و ظرف تغذیه که از مهد کودک براشون دادند(قمقمه رو خودمون خریدیم)

 

 

 

 

اینم کیف مهد کودک السای که آناجون قبلا براش خریده بود:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

السای نازم قبل از رفتن به مهد:

 

 

 

 

عزیز دل مامان جلوی در مهد کودک:

 

 

 

 

اینم السای ناز مامان تو اتاق خودش با کلاه اهدایی از طرف خانم معلمشون:

 

 

 

 

راستی دیدین که تخت کوچیک السای رو برداشتیم و خانم خوشگله ما رو تخت نوجوانش میخوابه.

 

تا اخبار بعدی خداحافظ

 

 

 

/ 28 نظر / 54 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مامان پاتمه

سلام السای خوشگلم مهد رفتنت مبارک خانوم شدی هااااا[ماچ][قلب]

ارغوان

مهدكودك رفتن مبارك الساي كوچولو[قلب]

ارغوان

روزتم با 2روز تاخير مبارك[ماچ]

مامان تاتمه

عزیزززززززززززززززززززززززززززززززم مبارک باشه مهد رفتنت دختر خوشگلم ایشالا با لباس عروس ببینیمت عسل خاله چقده خانم شدی ماشالا هزار ماشالا عروسک خودم[بغل][ماچ]

سوری مامان عسل

سلام خانومي. رفتن به مهدكودك دخملي مبارك باشه. خيلي كار خوبي كردي اصلا مهدكودك كلي روحيه بچه رو عوض مي كنه. به سلامتي. روي ماهش رو ببوس[ماچ][بغل]

koodakema

سلام خداحفظش کنه ممنون میشم بهم سربزنی با تبادل لینک موافقی منتظرم

✿ یه زوج ِ خوشبختــــ ✿

سلامــ خانومی.. آرایشگاهم فیروزه بود توی ولیعصر جنوبی .. جای معروفی نیستــ فقط آشنایی قدیمی داشتیم باهاشون [قلب] چرا ؟ً؟؟!؟!؟ [نیشخند]

مامان سپیناز

سلام من با وبلاگتون خیلی وقته آشنام.یه دختر دارم اسمش سپیناز هست.واسه دختر دومم دنبال اسم میگشتم که اسم السای رو دیدم و خوشحالم که اسمش رو السای گذاشتم.الان متوجه شدم السای شما همون مهد میره که سپیناز من میره.خیلی جالبه ما منزلمون نزدیک مهد هست.خیلی خوشحال شدم از اینهمه اتفاق جالب.از روی السای ناز ببوس